امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Saturday, 31 July , 2021
امروز : شنبه, ۹ مرداد , ۱۴۰۰ - 22 ذو الحجة 1442
شناسه خبر : 563
  پرینتخانه » مصاحبه تاریخ انتشار : 29 ژانویه 2021 - 14:22 |

سدسازی های افغانستان علت اصلی گردوغبارهای سیستان و شرق کشور

شروع مجدد گردوغبارها در سیستان و شرق کشور که یکی از کانون های آن دریاچه خشکیده هامون و علت اصلی آن سدسازی های بیش از حد کشور افغانستان با نگاه و دیدگاه های سیاسی می باشد، طی روزهای اخیر با واکنش های بسیاری از کاربران فضای مجازی مواجه شد که در پی آن روزنامه فرهیختگان پس از مدت ها طی گفتگویی با دکتر احمد قنبری استاد تمام اکولوژی دانشگاه زابل، مجددا تیتر یک روز پنج شنبه خود را با عنوان 《از سیستان تا کرمان در غبار》به این موضوع اختصاص داد که در ادامه متن کامل این گزارش را خواهیم خواند.
سدسازی های افغانستان علت اصلی گردوغبارهای سیستان و شرق کشور

به گزارش تنگه احد به نقل از روزنامه «فرهیختگان»، پیرو آن چه در سیستان‌وبلوچستان‌ می‌گذرد، ابتدا با احمد قنبری، استاد تمام اکولوژی دانشگاه زابل در ارتباط با ماجرای گردوغبار فراگیر گفت‌وگویی انجام دادیم.او در ابتدا به منشا این پدیده اشاره کرد و گفت:

«کانون ریزگردها که یک بخش آن عمدتا در خاک افغانستان است و بخشی در ایران است. عمده منشا خارجی آن از خاک افغانستان است. علت اصلی آن هم کاهش ورود آب به تالاب بین‌المللی هامون در نتیجه محدود کردن ورود از طریق ساختن سدها و انحراف آب در افغانستان است. یک اکوسیستم طبیعی در نتیجه جلوگیری از آب در افغانستان در حال اضمحلال است و روزبه‌روز شاهد شرایط بدتر خواهیم بود. جهت باد در سیستان مشخص است و از طرف شمال تا شمال غرب است و به طرف جنوب ادامه می‌یابد. آن چه در سیستان مشکل ایجاد می‌کند ریزگردهایی است که از طریق کف دریاچه هامون به‌وجود می‌آید که معضل ایجاد می‌کند. انتظار است اینها در سال‌های آتی اگر مدیریت نشوند، بیشتر شوند. دریاچه هامون انتهای رود هیرمند بود. آبی که می‌آمد بدون مهار شدن بود و دریاچه را سیراب می‌کرد. کشاورزی منطقه هم شکل می‌گرفت، ولی در نتیجه سدهایی که افغانستان روی رودخانه‌هایی ساخت که تامین‌کننده آب تالاب هستند- ازجمله رود هیرمند، فرح رود و…- این وضعیت به‌وجود آمد. روی رودخانه فرح‌رود سد بخش‌آباد را احداث می‌کنند که ظرفیت ذخیره آن حدود ۷۰۰-۶۵۰ میلیون مترمکعب است که در آینده به بهره‌برداری می‌رسد. دیگر سدهایی که ایجاد شده‌اند در منشا رودهای هیرمند هستند که مجموع‌شان باعث کاهش آب سیستان در ۵۰-۴۰ سال گذشته شده است.

وی ادامه داد: اخیرا افغانستان اقدام به تکمیل فاز سه سد کمال‌خان کرده که در سال ۱۹۱۷ از طریق قراردادی‌ با یک شرکت ترکیه‌ای با اعتبار ۳۰۰ میلیون دلار شروع کردند و براساس گفته‌ها و شنیده‌ها از مسئولان افغانستان باید در سال جاری به اتمام برسد. این دو وظیفه انجام می‌دهد؛ یکی بحث مدیریت آب و کانال آب است که برای کشاورزی استفاده می‌شود و حدود ۱۱۰ هکتار را در منطقه به زیرکشت خواهد برد و دیگری ذخیره حدود ۵۰ میلیون مترمکعب آب است و حدود هشت مگاوات برق برای شهر نیمروز تولید می‌کند که اینها تا حدودی طبیعی است به‌خاطر اینکه تامین برق داشته باشند، ولی مهم‌تر از همه این است که این آب در موقع سیلاب‌های سهمگین قابل‌کنترل نبود و وارد دریاچه می‌شد. اخیرا اینها درحال احداث کانال انحرافی از سد کمال‌خان هستند. درنظر بگیرید با اینکه سالانه بخشی از آب ‌ به‌صورت شعاری وارد هامون می‌شد، این معضلات را داشتیم، از امسال یا سال آینده که این کانال انحرافی عملیاتی شود، ‌ قادر خواهد بود تمام آب ناشی از سیلاب‌ها را به گودزره منحرف کند. این انتقال آب به گودزره یعنی می‌توانند کاملا ورودی آب به دشت سیستان را ببندند که معضلاتی شدیدتر در آینده ایجاد می‌کند. جالب است بدانید آبی که به گودزره منتقل می‌شود، هیچ‌ارزشی برای آنها ندارد، به‌جز اینکه آب شیرین را به گودالی منتقل می‌کنند که باعث شور شدن آن و غیرقابل استفاده شدنش می‌شود. هرچند در گفته‌های مسئولان آمده که این امر برای کنترل سیلاب است. اما در اصل برای به‌دست گرفتن اهرم فشار در مذاکرات با ایران است. به‌قول خودشان اعمال سیاست‌ها بر ایران است، ولی باید چه کار کنیم؟ آیا هیرمند فقط متعلق به افغانستانی‌هاست یا مردم سیستان هم به‌عنوان بخشی از افرادی که در حوزه رود هیرمند زندگی می‌کنند حق آب دارند؟»

براساس قانون کشور بالادست نباید مانع رسیدن آب به پایین‌دست شود

قنبری در ادامه با طرح این پرسش که مگر آب هیرمند فقط برای افغانستانی‌هاست، افزود:

«اینجا دو دیدگاه وجود دارد؛ یکی اینکه می‌گوید آب برای کشور افغانستان است و این کشور مثل دیگر منابع خودش می‌تواند کنترل کند، ولی این درست نیست. از نظر بین‌المللی پذیرفته نیست که آب را متعلق به یک کشور بالادست بدانیم. بلکه براساس قوانین بین‌المللی- ازجمله کنوانسیون سال ۱۹۹۷- کشورهای بالادست نمی‌توانند کاری کنند که مانع ورود آب به کشور پایین‌دست شوند. به عبارت دیگر اگر فعالیت‌های عمرانی، مدیریت آب و توسعه کشاورزی در افغانستان دارند نباید این فعالیت‌ها منجر به خسارت معناداری در دشت سیستان شود و این قانون است. باید کشوری که در بالادست است هرگونه فعالیتی را در زمینه مدیریت منابع آب به اطلاع کشور پایین‌دست برساند. متاسفانه در بحث‌ها و پروژه‌هایی که افغانستان دارد به هیچ‌عنوان اینها را درنظر نمی‌گیرد. ایران اخیرا با توجه به عنایت مقام‌معظم‌رهبری در منطقه حدودا یک‌میلیارد دلار برای انتقال آب هزینه کرده که در راستای افزایش راندمان مصرف آب است. درواقع آب کمتری را در کشاورزی مصرف کنند، ولی افغانستان بدون توجه به این سرمایه‌گذاری ایران جلوی آب را گرفته و همین‌طور ادامه می‌دهد. این یک بعد است که باید پیگیر باشیم. به گفته خودشان و شرکت‌های مشاور افغانستان اگر کمتر از سه‌میلیارد و ۷۰۰ میلیون مترمکعب آب به دشت سیستان وارد شود، فاجعه زیست‌محیطی در منطقه اتفاق می‌افتد.وی افزود: فرض کنید افغانستان جلوی آب را بگیرد و بخواهد ۸۳۰ میلیون مترمکعب آب به ایران بدهد، این میزان هیچ‌دردی از سیستان را دوا نمی‌کند. این معضل در ارتباط با شکل قراردادی است که افغانستان را مجاب می‌کند به ایران آب بدهد. این آب در آن زمان صرفا برای کشاورزی و آشامیدن درنظر گرفته شده بود، نه تالاب هامون که خود به‌تنهایی میلیاردها مترمکعب آب نیاز دارد تا بتواند جامعیت و سلامت اکوسیستم را حفظ کند. به اعتقاد من و تمام مسئولان ایرانی و افغانستانی و سازمان‌های بین‌المللی در ارتباط با بقای اکوسیستم دریاچه هامون- که یک اکوسیستم منحصربه‌فرد در دنیاست- علاوه‌بر این حقابه‌ای که مورد قبول هر دو کشور ایران و افغانستان است، باید حقابه خاص زیست‌محیطی برای دریاچه هامون درنظر گرفته شود.»

تنها مسیر نجات، مسیر دیپلماسی است

این استاد دانشگاه ادامه داد:

«با توجه به برنامه‌های بهره‌برداری یکجانبه افغانستان از آب‌های مشترک (منظور صرفا رود هیرمند است) فاجعه زیست‌محیطی به‌مراتب شدیدتری از آنچه گذشت را در سیستان شاهد خواهیم بود. راه‌های مختلفی وجود دارد و بستگی دارد دو کشور چطور بخواهند پیرامون مشکلات اساسی و زیست‌محیطی در سطح منطقه و جهانی مذاکره کنند. درخصوص بحث آب افغانستان به چند گروه تقسیم می‌شود، برخی مخالف مذاکره هستند، یک‌سری می‌گویند مذاکره صورت پذیرد، ولی بعد از تکمیل سدها تا مساله آب را به‌عنوان اهرم فشار داشته باشیم. عده‌ای اعتقاد دارند باید مذاکره هرچه زودتر انجام شود، آمریکایی‌ها و کشورهای خارجی می‌روند و ما با همسایه خود سروکار داریم. این وحدت نظر در ارتباط با چگونگی مذاکره نیست. آنچه من تاکنون بررسی کرده‌ام، متاسفانه تا این لحظه افغانستان برای حل معضل دریاچه هامون به‌صورت جدی وارد مذاکره نشده‌، بلکه به یک‌سری بهانه متوسل می‌شود که سندیت ندارد. آن کشور باید به بحث‌های زیست‌محیطی و جریان زیست‌محیطی آب هیرمند متعهد باشد. اولین قدمی که ایران و افغانستان باید بردارند این است که رودخانه هیرمند سیاست‌زدایی شده و تبدیل به مساله فنی و علمی شود. آنان از این امر به‌عنوان اهرم سیاسی استفاده می‌کنند تا خواسته‌های خود را محقق کنند. اینجا مردم سیستان و به‌طور خاص دریاچه هامون از بین می‌روند. این اقدام باید هرچه سریع‌تر از طریق دیپلماسی آب صورت گیرد. دریاچه هامون عمدتا در خاک افغانستان است. اگر این دریاچه از آب هیرمند و فرح‌رود بهره‌مند شود، هر دوکشور سود می‌برند؛ هم کشاورزان و هم صیادان سود می‌برند و از همه مهم‌تر بحث زیست‌محیطی است. گردوخاکی که بر سر و روی مردم سیستان از دریاچه هامون می‌نشیند، روی سر و روی مردم نیمروز در افغانستان هم می‌نشیند. تجربه نشان داده بهره‌وری‌های یک‌جانبه موفق نخواهد بود. امروز گفته می‌شود سه میلیون افغانستانی در ایران ساکن هستند. اینها چقدر آب شرب، بهداشتی و… استفاده می‌کنند و چه هزینه‌هایی را برای دولت ایران تحمیل می‌کنند؟ افغانستان اگر بخواهد و منصفانه عمل کند فقط آب مورد نیاز جمعیت تبعه افغانستان ساکن در ایران را بپردازد بیشتر از مقدار آبی است که از طریق هیرمند به سیستان می‌دهد. درواقع آبی که می‌دهد بخش زیادی به‌طور غیرمستقیم به مردم خودش در ایران برمی‌گردد. اگر سیستان آباد داشته باشیم، نیمروز آباد خواهیم داشت. اینها در راستای دیپلماسی آب و منافع مشترک است. گردوخاکی که در دریاچه هامون به‌دلیل از بین رفتن پوشش گیاهی تالاب ایجاد می‌شود، در درجه اول خود سیستان در ایران و سپس افغانستان را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. علاوه‌بر اینها شهرهای زاهدان موثرند و ردپای گردوخاک دریاچه هامون را در ایرانشهر و سراوان هم می‌بینیم. همچنین مناطقی از بلوچستان پاکستان هم تحت‌تاثیر گردوخاک ناشی از دریاچه هامون است. این دریاچه یک زیستگاه طبیعی است و سازمان بین‌الملل درخصوص محیط‌زیست آن را یک اکوسیستم منحصربه‌فرد می‌داند و از نظر تنوع زیستی یک دریاچه‌ در منطقه‌ای کویری است که در بحث مهاجرت پرندگان و تنوع زیستی بسیار مهم‌تر است و به اعتقاد بنده معضل دریاچه هامون را باید جدای از آب کشاورزی و شرب سیستان ببینند. این پروژه و مشکل زیست‌محیطی بین‌المللی است، نه اینکه فقط خاص ایران و مردم سیستان باشد. اگر اقدامی نکنند فردا برای این کار دیر است.»

| منبع خبر : روزنامه فرهیختگان
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.