امام علی (ع) می فرماید
۞ هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است. ۞
Tuesday, 22 June , 2021
امروز : سه شنبه, ۱ تیر , ۱۴۰۰ - 13 ذو القعدة 1442
شناسه خبر : 678
  پرینتخانه » خبر تحلیلی, یادداشت تاریخ انتشار : 23 فوریه 2021 - 9:06 |

چرا سیستان‌وبلوچستان توسعه نمی‌یابد؟/محرومیت استان با «نبات داغ» و «استامینوفن» درمان نمی شود

امیر ثامنی، رئیس گروه آمایش سرزمین سازمان برنامه و بودجه کشور طی یادداشتی به چرایی عدم توسعه سیستان و بلوچستان پرداخت و طرح‌ها و پیشنهادهایی که هرچند وقت یکبار درخصوص توسعه این منطقه از سوی سیاست‌گذاران و متولیان امور برای برون‌رفت از ورطه محرومیت صادر می‌شود را تنها مصادیق تعویض برند یا دز قرص مُسَکنی ‌دانست که در اصل مطلب تغییری ایجاد نمی‌کند.
چرا سیستان‌وبلوچستان توسعه نمی‌یابد؟/محرومیت استان با «نبات داغ» و «استامینوفن» درمان نمی شود

تنگه احد:سیستان‌وبلوچستان در دو دهه اخیر به‌رغم حجم قابل‌توجهی از اقدامات و سرمایه‌گذاری‌های متعدد و متنوع بخش دولتی و غیردولتی در حوزه محرومیت‌زدایی و آبادانی، شاهد پیشرفت درخوری نبوده و کماکان در رتبه‌بندی استان‌های کشور از منظر شاخص‌های توسعه (آموزش، اشتغال، درمان، دسترسی به امکانات و خدمات و امثالهم) در رده‌های انتهایی قرار دارد؛ پربیراه نیست اگر این واقعیت تلخ که نشان‌دهنده ناکارآمدی پروژه محرومیت‌زدایی و توسعه استان است را چنین تعبیر کنیم که سیاست‌گذار و متولی امر در مواجهه با بیماری مزمن محرومیت و توسعه‌نیافتگی استان، سال‌هاست که انتظار دارد بیمار با خوردن «نبات داغ» یا «استامینوفن» بر بیماری صعب‌العلاج خویش فائق آید! اینکه هر چند وقت یک‌بار طرح‌ها و پیشنهادهای مشعشعی از سوی سیاست‌گذاران و متولیان امور برای برون‌رفت استان از این ورطه صادر می‌شود، تماما تنها مصادیق تعویض برند یا دز قرص مُسَکن است. بنابراین برای تحلیل و فهم چرایی عدم پیشرفت این استان محروم ولی مستعد باید از زاویه‌ای جدید موضوع را بررسی کرد.

۱) مساله سیستان‌وبلوچستان در فقدان جامعیت، یکپارچگی نهادی و مشارکت مردم حل نمی‌شود:

فقدان وجود یک برنامه توسعه جامع و مبنا در این استان، سبب شده تا دستگاه‌های دولتی و غیردولتی مختلف در سال‌های اخیر هر یک به فراخور حوزه ماموریتی و بودجه خود دست به اقدامات پراکنده‌ای در جای‌جای استان بزنند. طیف این اقدامات از محرومیت‌زدایی و ایجاد امکانات زیست اولیه گرفته تا ابرپروژه‌های زیرساختی و صنعتی نشان‌دهنده فقدان یک دستورکار مشخص و گام به گام برای توسعه متوازن استان است. به‌رغم تمام تلاش‌ها اما از آنجا که هنوز ساختارها و زمینه‌های محرومیت و فقر در این استان به درستی شناسایی و هدف قرار نگرفته و از مشارکت و همراهی موثر مردم محلی در پیشبرد امور استفاده نشده است، بسیاری از تلاش‌های صورت گرفته عقیم مانده است.

۲)  از ظرفیت واقعی توسعه استان درک اشتباه داریم:

به گواه تاریخ اصلی‌ترین پیشران توسعه‌آفرین استان، بهره‌گیری از موقعیت ممتاز منطقه‌ای در حوزه بازرگانی و ترانزیت بوده که قرن‌ها عاملی برای رونق تمدن در این قلمرو بوده است. با این حال با توجه به این واقعیت که در جهان امروز فرصت‌های توسعه فرّار بوده و از همین رو بسیاری از رقبای منطقه‌ای (پاکستان، عمان، امارات‌متحده‌عربی و چین) گوی رقابت را در حوزه ترانزیت بین‌الملل ربوده‌ و نیز در حوزه سرمایه‌گذاری روی زیرساخت‌ها و تاسیسات گردشگری در مناطق مستعد مشابه (با استان سیستان‌وبلوچستان) بسیار موفق عمل کرده، دیگر نباید انتظارات غیرواقعی و تصویرپردازی‌های موهوم از پتانسیل‌های توسعه استان را مبنا قرار داد.

۳) استان از ظرفیت حضور موثر نخبگانش در لایه‌های سطح بالا و تصمیم‌گیر دولت محروم است:

چه این واقعیت را بپذیریم و چه نپذیریم توسعه در ایران به کاتالیزورها(لابی‌گری و چانه‌زنی) و به تعبیری دوپینگ‌هایی وابسته است که الزاما با منطق علمی و تجربی توسعه در بسیاری از کشورهای دیگر چندان شبیه نیست!

۴) دورافتادگی جغرافیایی از پهنه سرزمین و قطع پیوند ارتباطی با پیرامون:

فقدان وجود راه‌های مواصلاتی (جاده‌ای، ریلی و هوایی) که پیونددهنده قوی میان این استان با شهرهای پررونق پیرامون و به‌ویژه پایتخت در سیستم کشورداری به‌شدت مرکزگرای ایران باشد، سبب شده تا پیوندهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی استان با قلمروهای داخلی ضعیف باشد و به سبب وجود زیرساخت‌های رقابت‌پذیرتر در کشورهای همجوار، مرزنشینان معمولا به کشور همسایه (امور درمانی، آموزشی، اشتغال و…) مراجعه کنند.

در پایان باید گفت این استان برای توسعه‌یافتگی نیازمند تحریک پیشران اصلی توسعه تاریخی خویش (موقعیت ممتاز منطقه‌ای) چه در بعد ترانزیت و بازرگانی، چه گردشگری و چه صنعت و برون‌گرایی و تعامل‌پذیری با دنیا به‌ویژه کشورهای همجوار بوده و صرفا با اتکا به اعتبارات محدود دولتی و سرمایه بخش‌خصوصی داخلی، بازار داخل و تکنولوژی‌های تاریخ مصرف گذشته نمی‌توان انتظار تحول در آن را داشت. فعال‌سازی دیپلماسی و قرارگیری آن به‌عنوان جاده صاف‌کن حرکت ماشین اقتصاد (در تسهیل تعاملات اقتصادی مرزنشینان، حل منازعه حق‌آبه هامون و…) در این استان اهمیت بسیاری دارد.

|
به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.